close
تبلیغات در اینترنت
خرید هاست

مشاوره تلفنی درمان بیماری ها متخصص گیاهان دارویی و طب سنتی حکیم محمد صدیقی

– 09120580638-02165114469–09155077358 – 

مشاوره طب سنتی انلاین در تلگرام

ایدی پاسخگو سوالات پزشکی  @Kh_sedighi
    کانال طب سنتی
https://telegram.me/atarishahjahan

و درمان تمام بیماری ها در طب سنتی و گیاهان داروی

مشاوره 09120580638 - 09155077358

از جمله درمان های:

جنسی+ چاقی و لاغری+دیابت+الزایمر+نازایی+سنگ کلیه+لک های صورت

+سردرد های شدید+دیسک کمر و رگ سیاتیک+پوکی استخوان+تقویت کننده اعصاب،آرام بخش،تقویت کننده قلب،ضدانگل قوی،تصفیه کننده خون.

و درمان معده+درمان تقویت حافظه+درمان یائسگی+درمان...

√ رفع سنگ کلیه.سنگ مثانه.سنگ کیسه صفرا
درمان عفونت و کیستها
√درمان سردرد های میگرنی و سینوزیتی
√درمان بیماری های قلبی و عروقی وتصلب شرائین و واریس
√ درمان آسم و تنگی نفس
√درمان گیاهی مغز و اعصاب و ضد افسردگی
√درمان بیماری پوستی و اگزما
√درمان درد مفاصل و استخوانی و عضلات
سیاتیک رفع ورم عضلات و نقرص 
√رفع بواسیر و شقاق مقعد،سندروم روده،رفع یبوست و اسهال
√رفع ورم معده و روده،ضد نفخ،درمان سوهاضمه و گوارش
√درمان کاهش چربی خون،کلسترول خون،قند خون(دیابت)،فشار خون
√جلوگیری از ریزش مو و تحریک رشد مو سر و ابرو
√رفع پلاک میکروبی دندان و ضد التهاب لثه و حفره دهان
√درمان بیماری های دستگاه تناسلی(نازایی.و قاعده اور)
و درمان پروستات 
√افزایش شیر مادر،تسکین درد های قاعدگی و انواع بیماری زنان
√برطرف‌کردن بوهای نامطبوع بدن
√تقویت نیرو جنسی و بازگشت نیروی جوانی
√برطرف کردن کم خونی

+دمنوش های مفید+عرقیات مفید+ و هر بیماری دیگری..

درمان با گیاهان دارویی و طب سنتی
حکیم محمد صدیقی
تهران و کرج حضوری میتونید تشریف بیارید وشعبه گیلان رو هماهنگ کنید
شهرستان ویزیت تلفنی و ارسال ازمایشات
در تلگرام واتس اپ و سروش
  09120580638-02165114469–09155077358  
 
تنگ کننده واژن با دارو گیاهی ماریانا
کلیک کن روی لینک
حجم دهنده طب سنتی روغن خراطین
   
پودر گیاهی چربی سوز و ضد اشتها 
 
    
درمان نازایی با گیاهان دارویی و طب سنتی
 
 
 
 
عطاری شاه جهان حکیم محمد صدیقی
 
 
 
 
 
 عطاری شاه جهان محمد صدیقی
حکیم محمد صدیقی 
 
 
 
 
چطور میتوان با سرمایه کم یک تجارت بزرگ شروع کرد؟
loading...

روزهای خوب خواهند آمد

شاید شما بارها این را شنیده اید که میگویند کارهای بزرگ حاصل فکرهای بزرگ است.اینکه کسی ثروتمند باشد یا فقیر حاصل نوع تفکر این افراد  است.وقتیکه در بوکان زندگی میکردم همیشه فکر بیکاری و بی پولی کلافه ام میکرد.مدام با خودم کلنجار میرفتم که با توجه به موقعیت اجتماعی خانواده ام و…

چطور میتوان با سرمایه کم یک تجارت بزرگ شروع کرد؟

شاید شما بارها این را شنیده اید که میگویند کارهای بزرگ حاصل فکرهای بزرگ است.اینکه کسی ثروتمند باشد یا فقیر حاصل نوع تفکر این افراد  است.وقتیکه در بوکان زندگی میکردم همیشه فکر بیکاری و بی پولی کلافه ام میکرد.مدام با خودم کلنجار میرفتم که با توجه به موقعیت اجتماعی خانواده ام و تحصیلاتی که دارم چه شغلی مناسب من است.از طرفی هم فشار خانواده و نگرش اجتماع به این قضیه بیکاری برایم بسیار ناراحت کننده بود.مطمئنم هنوز هم بسیاری از جوانان شهرمان دچار این مشکل هستند.و سردرگم  و هاج و واج از بی برنامگی و زندگی تکراری روزانه خسته و کلافه شده اند.و دنبال یک تغییر در زندگی شان هستند.برای همین منظور قصد دارم که یک سلسله بحث هایی را در اینجا شروع کنم تا بتوانیم با همفکری یکدیگر چاره ای بایندیشیم و از تجربیات دوستانمان استفاده کنیم.امروز این داستان را که خودم نوشتم برایتان تعریف میکنم تا بدانید که یک تفکر مثبت چه قدرتی دارد و چطور میتواند زندگی یک فرد را زیر و رو کند...

صالح یک جوان 18 ساله بوکانی است که خانواده اش با فقر مالی شدیدی دست و پنجه نرم میکند.پدرش مرد پیری است که با گاری در کوچه و خیابان های شهر می چرخد و خرده نان منازل را با قیمت خیلی کمی جمع آوری میکند و با سود کم میفروشد.حالا پدرش پیر و فرتوت شده و بیماری و دیسک کمر گرفته است.دیگر نمی تواند مثل سابق کار کند.صالح گالری پدرش را برداشته و به جای او که در خانه افتاده است کار میکند.او از صبح زود میزند بیرون و تا شب همه کوچه های شهر بوکان را میچرخد که خرده نان منازل را جمع کند اما با این درآمد ناچیز خرده نان فروشی نمی تواند خرج خانواده را تامین کند.صالح به این فکر میکند که چطور می تواند با کار کمتر درآمدش را بالا ببرد...

قدم اول: تبلیغات

او نخست به این فکر میکند که بیشتر انرژی اش روزانه صرف چرخیدن در کوچه های شهر میشود.ضمن اینکه باید همیشه فریاد بزند( خرده نان شما را میخریم).سپس به این فکر می افتد که بهتر است مشتریان به سراغ او بروند تا اینکه  او خودش دنبال مشتری ها بگردد.هر جور که شده یک سیم کارت ایرانسل تهیه میکند و تعدادی کارت  چاپ میکند که حاوی شماره موبایلش است و یک روز به جای اینکه با گاری تمام کوچه های شهر را بگردد در هر کدام از منازل یک کارت میاندازد.روی کارت نوشته است:ما خرده نان های  شما را میخریم در هر ساعت و هر زمانی که بخواهید.مردم شهر هم که صالح و خانواده فقیر او را می شناختند برای اینکه به اوکه تصمیم گرفته کار کند و خرجی خانواده اش را تامین کند کمکی کرده باشند هر وقت خرده نان داشتند به او زنگ می زدند.

قدم دوم: برنامه ریزی

از روز بعد با گاری در شهر کارش را ادامه داد. چند نفر با او تماس گرفتند و خواستند که به آدرس آنها مراجعه کند و خرده نانشان را بخرد.ولی طبق قولی که داده بود نتوانست سر ساعت در محل حاضر شود.و پیمودن چند آدرس در نقاط مختلف شهر کارش را سخت تر کرده بود.بعد به این فکر افتاد که بهتر است یک برنامه زمان بندی برای مشتریان تهیه کند.مثلا سر ساعت مشخصی خرده نان مشتریان را بخرد.این کار تا حدودی جواب داد اما باز هم مثل سابق باید کل مسیر را خودش به تنهایی طی میکرد.تعدادی از مشتری ها نیز قبل از حضور او خرده نانشان را فروخته بودند.

قدم سوم: افزایش بهره وری با کار گروهی (team work)

فکر کرد اگر در این کار چند نفر همراهی اش کنند موفقیتش بیشتر می شود.برای همین تصمیم گرفت چند نفر را استخدام کند.از کسان دیگری که در این شغل همکارش بودند کمک گرفت.ابتدا خیلی مشکل بود که هر کدام را توجیه کند طبق برنامه او عمل کنند اما وقتی که پیشنهاد داد که به آنها حقوق ثابت بدهد قبول کردند.حالا او یک تیم داشت که میتوانست با برنامه ریزی خودش تمام خرده نانهای شهر را جمع کند.برای توسعه کارش به این فکر افتاد که علاوه بر خرده نان چیزهای دیگری هم هست که می تواند جمع کند.مثلا کاغذ های زاید و مقوا هایی که مردم دور میریزند و یا مواد پلاستیکی و شیشه و ....به همین منظور برای جمع آوری این گونه مواد هم برنامه ریزی کرد.بعد که دید با این همه کار سرش خیلی شلوغ شده و دیگر خودش نمی تواند پا به پای کارمندانش به جمع آوری مواد زاید بپردازد.تصمیم گرفت این کار را به عهده کارمندان واگذار کند و یکی از آنها را مسئول نظارت بر کار دیگران کند و خودش هم فقط مشغول برنامه ریزی و مدیریت کارمندان شود.صالح حالا وقت بیشتری داشت که برنامه بریزد و ایده های جدید را وارد کارش کند.

قدم چهارم:تفکر پویا و ایده های جدید

تصمیم گرفت یک شرکت جمع آوری مواد زاید تاسیس کند و با تمام کارگاه های بازیافت مواد زاید و گاوداری ها قرارداد بست که روزانه مقدار مشخصی از پلاستیک و کاغذ و خرده نان و...آنها را تامین خواهد کرد.هر کسی هم که یک گاری داشت و می توانست کار کند استخدام کرد و حقوق ثابت به همه کارمندانش می داد.همه هم از این قضیه راضی بودند.برای بالا بردن راندمان کار سیستم تصمیم گرفت کارمندانش را شیفت بندی کند و تغیراتی در حقوق و مزایای آنها بدهد.هر کدام از قسمت های شهر را شبکه بندی کرده بود و برای هر منطقه یک سرگروه یا ناظر تعیین کرده بود.بعد طوری شد که مقدار مواد جمع آوری شده روزانه  بیشتر از مقدار مورد نیاز کارگاه های شهر بود.

قدم پنجم:توسعه و تغییرات مثبت

تصیم گرفت خودش یک کارگاه بازیافت بزند.و این ایده هم بعدها عملی شد.و این پروژه را در چند شهر اطراف هم پیاده کرد و از افراد بومی همان مناطق برای جمع آوری مواد بازیافتی استفاده  می کرد.حالا او یک شرکت داشت که کارمندان شرکتش کار برنامه ریزی و حسابداری و استخدام و حقوق کارمندان دیگر را بر عهده داشتند و خودش مدیریت میکرد و درآمد مناسبی هم از سیستم جمع آوری شبکه ای و هم از کارگاه بازیافت عایدش میشد. کارگاه او حالا یکی از بزرگترین کارگاه های منطقه بود که تبدیل به یک کارخانه مکانیزه بازیافت شد.بعدها یک آزمایشگاه هم در داخل کارخانه تاسیس شد و کار این آزمایشگاه کنترل کیفیت مواد بازیافتی و ابداع چیزهای جدیدی بود که می توان از مواد بازیافت تولید کرد.یک کارخانه مقوا سازی و یک کارخانه ساخت کیسه های نایلونی پلاستیکی با استحکام بیشتر و حجم های بزرگتر از معمول هم نتیجه تحقیقات این آزمایشگاه بود.صالح حالا صاحب یک کمپانی بزرگ بود که در ابتدای کار تنها سرمایه اش یک گاری غرازه که از پدرش به ارث رسیده بود.

پی نوشت:

شاید به نظر شما این داستان غیر واقعی باشد و عملا چنین شرایطی امکان پذیر نیست.اما حقیقت این است که در هر شرایطی و هر موقعیت ناگواری انسان میتواند تغییر کند و با توجه به شرایط  خودش را با محیط اطراف وفق دهد.و تنها فکر مثبت انسان نیروی محرکه ای است که او را به حرکت به سوی جلو وا میدارد.پس هیچ گاه نا امید نشوید و از شرایط پیش آمده گله نکنید.کسی که قبلا سالها تجارت به خصوصی را انجام میداده و امروزه به خاطر تغییرات نرخ ارز برایش صرف نمیکند یا مرتب از وضعیت موجود مینالد و چشم انتظار ان است که به قول معروف تقی به توقی بخورد و دوباره شرایط قبلی بازگردد هرگز نمیتواند تغییر مثبتی داشته باشد.هیچ گاه بدون حرکت درست نمیتوان پیشرفت کرد.

برگرفته از: وبلاگ بوکان سی تی

mahan بازدید : 2548 جمعه 18 اسفند 1391 زمان : 6:37 نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط عبدلوسیم در تاریخ 1394/9/30 و 16:15 دقیقه ارسال شده است

man makhaiam ka bapool kam yak tajarat kanam


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
از همه دوستانی که تخصص ،تجربه و نظر یا ایده ای دارند خواهش می کنم ما را همراهی کنند . انتقادات و پیشنهادات شما را با جان و دل می پذیریم.
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آرشیو
  • 1392
  • 1391
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 19
  • کل نظرات : 19
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 6
  • آی پی امروز : 0
  • آی پی دیروز : 1
  • بازدید امروز : 2
  • باردید دیروز : 2
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 2
  • بازدید ماه : 72
  • بازدید سال : 251
  • بازدید کلی : 11,070
  • کدهای اختصاصی

    دارو گیاهی